نیلوفر ایرانی

حتی اگر جمشید باشد ...

نگاهی به اعتقاد «فرّه ی ایزدی»

اعتقاد ایرانیان به فرّه ی ایزدی همواره یکی از بحث برانگیز ترین موضوعات بوده است. در طول تاریخ – حتی در دوره  معاصر- از این اندیشه سوء استفاده های زیادی شده است و به نظر می رسد ظاهر نگری و غفلت، اصل این اندیشه را به تاراج برده است. مطمئنا ًبا نگاهی به جمشید در افسانه های ایرانی حقایقی درباره ی این اعتقاد آشکارمی شود.

می دانیم که جمشید یکی از بزرگ ترین و محبوب ترین پادشاهان اسطوره ای ما است و از این لحاظ یکتا و بی همتا می باشد. در شاهنامه ی فردوسی بزرگ، ابتدای فرمانروایی جمشید این گونه بیان می شود :

جهان را فزوده بدو آبروی                                فروزان شده تخت شاهی بدوی

منم گفت با فره ی ایزدی                                همـم شهریاری همم موبـدی

اما وقتی همین جمشید از پرستش خداوند رویگردان می شود و با روی آوردن به نا بخردی، غرور و قدرت طلبی سراسر وجودش را می گیرد، این چنین ترسیم می شود:

برو تیره شد فره ی ایزدی                                   به کژی گرایید و نابخــردی

شاید بتوان گفت در باور ایرانیان، یک نماینده از جانب پروردگار نباید کار های بر خلاف پندار و کردار و گفتار نیک انجام دهد و اگر پادشاهی بر خلاف نیکی عمل کند – حتی اگر جمشید باشد - فرّه ی ایزدی از او دور می شود. این اعتقاد بیشتر به یک نگهبان برای مردم می ماند تا نگهبانی برای پادشاه؛ نه آنکه یک فرمانروا از جانب خداوند تعیین شده است و هر کار که می پسندد انجام دهد و فرمانبرداری از وی یک وظیفه الهی است!!


ویژه نامه سالروز پیروزی کاوه و فریدون بر ضحاک

مهر ١٣٩٠