نیلوفر ایرانی

دم خروس یا ...

نویسنده: حسین گودرزی


«ما مردم آمریکا را برترین ملتهای دنیا می دانیم»، «حضرت نوح (ع) با 950 سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند چرا که عدالت را ایجاد نکرده است» و ... تنها بخشی از اظهار نظر های جنجالی اسفندیار رحیم مشایی است که البته مورد بحث ما نمی باشد، بلکه این نظرات جدای از انگیزه ی درونی ارائه آنها، کفر خیلی ها را در آورده و واکنش های بسیاری را به خود دیده است.

اسفندیار رحیم مشایی نه تنها در مسائل حجاب، مدیریت پیامبران و انرژی اتمی و هسته ای صاحب نظر است که چند صباحی است با حمایت قاطع رئیس جمهور دم از «مکتب ایرانی» می زند و با اقداماتی مانند تجلیل از کوروش در یک مراسم نمادین و ...  سعی در رهبری یک جریان فکری در سطح اجتماع را دارد که مخالفان خود به خواب زده ی این جریان نیز در حال بهره برداری سیاسی و شخصی از این موضوع، تا می توانند ملیت و ایران دوستی را به باد تخریب و انتقاد می گیرند.

اما آنچه که در ابتدای بحث در قیاس جوامع دیروز و امروز به ذهن خطور می نماید تداعی دوران سیاه اختلافات مذهبی در ایران است که گاه گریبان عامه ی مردم را می گرفت و گاه گریبان فضلا و ادبایی چون فردوسی بزرگ را . گویا ایران، روزی باید با اختلافات شیعه و سنی که حقاً برادران یکدیگرند از شرق و غرب عالم عقب بماند و روز دیگر با ایجاد تقابل بین «ملیت»و «مذهب» همانگونه که در مسئله ی شیعه و سنی «مادر» یعنی اسلام فراموش شده بود و هابیل و قابیل با فتاوی کورکورانه ی حکومتی عثمانی و ایرانی به جان هم می افتادند امروز نیز «مادر» یعنی ایران کم کم به باد فراموشی سپرده می شود و برخی صحنه گردانان مغرض در صدد رو در رو قرار دادن دو ارزش بزرگ هستند که هویت ما را تا حدودی شکل داده اند و وای به روزی که این دو با معرکه گردانی عناصر بی دردی که هیچکدام را   نمی شناسند یکدیگر را بخورند و موج پوچگرایی بیشتر دامنگیر جامعه شود و باز هم بیش از پیش مسئولین ارشد مملکتی به ویژه صدا و سیمای ما به فــکر استخدام هویت و فرهنگ تزریقی از کره ی جنوبی و کلاً بلوک شرق شوند. و این همان « از ترس عقرب به مار غاشیه پناه بردن » است؛ گاهی از یک طرف و گاهی از طرف دیگر بام!

دیده ایم آن زمانی را که ما مسلمان ها در حال برادر کشی بودیم و چرخ صنعت غرب و شرق از دو سو ما را با این بحران هویتی امروز دست به گریبان کرد و خدا می داند حاصل این دروغ امروز ما را از چه مسائل بزرگی در جامعه و دنیای امروز غافل خواهد کرد. آیا این مسائل هدفی جز ایجاد تفرق و اختلاف دارد؟ و یا اینکه فقط هدف این دعواها غافل کردن توده ی مردم و کارشناسان از مسائل حیاتی و مهم روز جامعه ی ما می باشد تا همگی از درد عظمای جامعه و خودمان غافل بمانیم و اسیر ایسم ها شویم ؟ و یا حُبّ پست و سمت چنین کرده است که روزی اسلام و فرامینش را با عنوان کردن شعائری ابزار رسیدنِ «به هر قیمتی» به قدرت کنیم و روز دیگر به فراخور جامعه دم از ایرانیت بزنیم آن هم با کارنامه ی عملی مشخصی که همه آن را می دانند !؟

بله همه می دانند که سد سیوند و قضیه نم کشیدن آرامگاه کوروش بزرگ از کجا آغاز شد ، همه می دانند «کتیبه خارک»  که سندی محکم بر مالکیت خلیج فارس و جزایر سه گانه بود چگونه و در ظرف چند ساعت نابود شد، همه می دانند که ساختن مترو در زیر چهار باغ اصفهان چگونه این محوطه تاریخی را به خطر انداخت و باعث نشست زمین شده و همه می دانند که تمام این اتفاقات در زمان مسئولیت چه شخصی در سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری صورت گرفت و همه می دانند چه محدودیتی برای مصاحبه سایر مدیران ارشد این سازمان شکل گرفت و ... که حال دم از ایرانیت و مکتب ایرانی زده می شود؛ اما به راستی کدام مکتب؟!

 

چقدر کریه و زشت است که هر ارزش را ابزار رسیدن به هدفی قرار دهیم که گاه ممکن است رضای خدا در آن نباشد و وای به حال روزی که اسماعیل ها را نه برای خدا که برای خود قربانی کنیم و شعور مردم را به بازی بگیریم و همگان بدانند نه اسلام بدون ایران را می خواهیم و نه ایران بدون اسلام را .