نیلوفر ایرانی

دیدگاه های بازدیدکنندگان

دیدگاه های بازدیدکنندگان پیرامون آیا علی اکبر رائفی پور درست می گوید؟!

این دیدگاه ها در فضای قبلی وبلاگ نشریه نیلوفر ایرانی درج شده اند و پاسخ به دیدگاه ها توسط مجید خالقیان مدیر مسئول نشریه در آن زمان و نگارنده نوشتار، داده شده است. با آنکه مدیریت و فضای وبلاگ تغییر یافت، با توجه به اهمیتی که برای گذشته نشریه قائل بودیم، این مطلب و دیدگاه های مربوط به آن را عینا در اینجا می آوریم.

نویسنده: مهرناز

تاریخ:  ٢۳ آذر ۱۳٩٢  - ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ



سلام خدمت شما

مطالبتونو كامل خوندم. نظرات دوستان عزيز را هم كامل خوندم. بسيار مطلب خوبي را به عنوان پست گذاشتيد ولي و اما اينكه اي كاش اين مطلب را در خود وبلاگ آقاي رائفي مي گذاشتيد يا در سايت مصاف. به هر حال مي دانيد اينجا ، در اين كشور انسان ها خيلي خوب يك نفر را تا عرش مي برند و بعد خيلي ماهرانه به فرش مي كشند. آقاي رائفي جوان بسيار توانمندي است. و مطمئنا خدا با ايشان است. در اين زمان كه ايشان در راستاي مسائل مذهبي خصوصا ظهور صرفا سخنراني مي كنند انسان هاي زيادي را بيدار كردند. حداقل با كمك كردن به چنين انسان هايي در سطح تعالي علوم ايشان شايد خدا به ما هم توفيق هدايت بدهد.

در مورد ملي گرايي مطالبي از نظرات دوستان خواندم كه لازم است نظر خودم را هم بگويم. ما مسلمان و ايراني هستيم. درجه ي اين دو مسئله مي تواند براي خيلي ها متفاوت باشد. اما در هر صورت كم يا زياد اين مسئله تا هر جاي دنيا كه برويم در هر فرمي كه بخواهيم پر كنيم ذكر مي شود. احترام به يكديگر و عقايد يكديگر  هم جزو اعتقادات مذهبي است و هم از اصالت ما ايرانيان است.


 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

با درود و سپاس از دیدگاه شما

درباره این نوشتار باید عرض کنم که در ابتدا قصد ما آن بود که نقد ها را در همایش و در حضور جناب آقای رائفی پور بیان کنیم اما اجازه صحبت از ما گرفته شد و ابهامات و سوالاتی را هم که بر روی کاغذ نوشتیم تا مسئولین برگزار کننده از سخنران بپرسند، خوانده نشد. با توجه به آنکه مطالب نادرستی درباره ایران در این همایش مطرح شد، کانون ایرانشناسی تصمیم گرفت که به صورت ویژه نامه گاهنامه نیلوفر ایرانی را منتشر کند و نقد هایی را مطرح کند. این تارنگار هم وابسته به همان گاهنامه است.

همچنین درباره داستان استر و سیزده به در، بسیاری از دوستان پیشنهاد شما را داشتند که در وبلاگ آقای رائفی پور و یا در سایت مصاف مطرح شود. بنده هم خدمت دوستان توضیح دادم که چند سال پیش من به صورت مکرر به وبلاگ آقای رائفی پور مراجعه می کردم و این موضوع را مطرح می کردم اما هیچ پاسخی نگرفتم. از آقای رائفی پور تقاضا داشتم که موضوع را بیشتر بررسی کنند اما واکنشی دریافت نکردم.
همچنین به درخواست چندین بازدیدکننده محترم در سایت مصاف عضو شدم و این مطلب را مطرح کردم اما هیچ جوابی نگرفتم.

به عقیده من، بیان شدن آن داستان نادرست و پیوند نادرست آن با سیزده به در، با این وسعت، صدماتی هم به جامعه ما زده بود. خدا را شکر اوضاع الان بهتر شده است و آن جَوی که آن موقع وجود داشت الان کمرنگ تر شده است.

درباره احترام به عقاید هم کاملا با شما موافق و هم راستا هستم.

با سپاس فراوان


نویسنده: آرشام

تاریخ:  ۱٦ شهریور ۱۳٩٢  - ٩:٤٢ ‎ق.ظ

 

به قول جواد ظریف کسی که هلوکاست رو انکار می کرد دیگه رفت!

امیدواریم حالا کسانی که زور میزنن تا تاریخ رو جعل کنن و یه قصه بی سر و ته میگن هم تشریفشون رو کم کم ببرن. خدمتی که اینا به یهود کردن، در طول تاریخ هیچ کس به اونا نکرد. شاید ضربه ای هم که اینا به تاریخ و تمدن ایران زدن رو هم هیچ کس نزد. آخه مگه سیزده بدر بدبخت با اینا چیکار کرده که انقد تخریبش میکنن؟


نویسنده: علی

تاریخ:  ٩ امرداد ۱۳٩٢  - ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ



سلام اقای رائفی پور با استفاده از بحث عید پوریم و نسل کشی یهودیان ساکن ایران با استناد به کتابی که خودشون نوشتن(استر) خواست در مقابل هولوکاست یهود مقابله به مثل کنه در واقع از حرفای خودشون بر علیه خودشون استفاده کرد به قول خودشون یا این ادعا درسته که باید جواب بدن یا غلطه که پس فاتحه کتابشون و اعتقاداتشون رو باید بخونن این یه بازیه دوسر برده استفاده و بزرگنماییه اعتقادات غلط و بدون پشتوانه تاریخی یهود بر علیه یهود به نظر من که خیلی هم زیرکانه و خوب عمل کردن ایشون


 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

سلام. شاید در ابتدا این موضوع زیرکانه جلوه کند اما وقتی می بینیم آقای رائفی پور اصلا آن چیزی که در منابع یهودیان نیست را مورد توجه قرار می دهند به نظر من خیلی ساده لوحانه است. آن داستانی که آقای رائفی پور می گویند با آن ساختار اصلا در منابع یهودیان و هیچ جای دیگر نیست!! یهودیان باید پاسخ گوی چه چیزی باشند؟! اتفاقا این موضوع ابزاری در دست یهودیان می دهد که علیه ایران اقداماتی را انجام دهد. بیایند بگویند اینها منابع ما را تحریف می کنند و... در این باره پیوندی در متن اصلی داده شد که احساس می کنم بسیاری از دوستان به آنجا مراجعه نمی کنند چون سوالات مرتبط به آنجا پرسیده می شود. نگاه کنید به: 7poa.com/post/87.htm

اما اگر صرفا بحث اعتقادات غلط و بدون پشتوانه تاریخی منابع یهود است چه ربطی به هلوکاست پیدا می کند؟! هلوکاست که در عهد عتیق و... نیامده است!

در ضمن اگر آنطور که شما هم می گویید در درستی یا نادرستی این داستان شک و تردید وجود دارد پس گفتن جملات قاطع درباره سیزده به در را چگونه ارزیابی می کنید. آنجا که آقای رائفی پور به استناد این داستان و به صورت قاطع می گویند:«روز سیزده بدر می ری بیرون، دایره تنبک دستت می گیری در عزای اجدادت داری می زنی می رقصی» یا می گویند: «اینه که تو سیزده فروردین می ری بیرون عزیزم»!! با این قاطعیت چه کنیم؟! با این تناقضات چه کنیم؟!

فکر می کنم هیچ گاه با مطالب نادرست نمی توان به اهداف خوبی رسید.


نویسنده: علی

تاریخ:   ٢٩ تیر ۱۳٩٢  - ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ


چند وقت پیش آقای رائفی پور درباره انجمن فراماسونری سخنرانی می کرد بعد یه مدت بنر ها و تبلیغات زیادی می دیدم ازش مثه اقتصاد مقاومتی!! حالا اینجا دیدم انگار ایشون درباره ملی گرایی هم سر رشته دارن! آچار فرانسه هستند ایشون؟


نویسنده: بی نام

تاریخ:    ٢٦ تیر ۱۳٩٢  - ٢:۳٩ ‎ب.ظ


من نمی دونم مشکل اینا با جشنای ملی چیه و چرا می خوان نابودشون کنن؟! از هر راهی استفاده می کنن تا فرهنگ ایرانی رو خراب کنن

 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

سپاس از دیدگاه شما. البته امیدواریم چنین قصدی در کار نباشد و برخی از موارد ناخواسته انجام گرفته باشد. اما شوربختانه افرادی -غیر از آقای رائفی پور- گویا تصمیم جدی برای نابودی دستاورد های تمدنی ایران را دارند.


نویسنده: بی نام

تاریخ:   ٢۱ تیر ۱۳٩٢  - ٧:۱٩ ‎ب.ظ


شما ميتوانيد از طريق سايتهای يهودی هم به درست بودن موضوعات مطرح شده توسط ایشان پی ببرید

 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

اتفاقا وقتی سرکی به سایت های یهودی بزنیم متوجه می شویم که قضیه در نزد یهودیان کاملا خلاف آن چیزی است که برخی از دوستان می گویند. یهودیان استر و مردخای را قهرمانانی می دانند که یهود را از نابودی قطعی نجات داده اند و هامان را دشمن یهود و کسی که قصد داشته است تمام یهودیان را بکشد می دانند. اتفاقا به نظر می رسد یهودیان اصراری در پیوند سیزده به در با پوریم را ندارند. هیچ منبعی هم چنین چیزی را نمی گوید.

هرچند صرف نظر از آن چیزی که یهودیان و یهودستیزان می گویند؛ با بررسی های تاریخی در می یابیم که داستان پوریم بیشتر شبیه افسانه است و از نظر تاریخی قابل اثبات نیست. سیزده به در هم بی ربط به این موضوع می باشد. اسناد و مدارک در لینکی که در مطلب داده شد موجود است.

به هر حال اگر سایتی هست معرفی کنید تا با هم بررسیش کنیم. با سپاس


نویسنده: بهنام

تاریخ:   ٢٩ خرداد ۱۳٩٢  - ۳:۱۱ ‎ب.ظ

با سلام

مطلب خوبی بود و می شد فهمید که واقعا منتقد هستید و نیت تخریب ندارید ولی کتاب استر میتونه مرجع مناسبی باشه برای استناد و اینکه گفته شده دچار تحریف شده هم به طور قطع نمی توان تمامش رو تحریف دونست بلکه ممکنه قسمتیش دچار تحریف شده باشه

 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

با سلام و سپاس از دیدگاه شما.

البته تصور می کنم شما در دیدگاهتون نیم نگاهی به گفته ی دوستی با نام «فرهاد» داشتید که در «۱۳ فروردین ۱۳٩٢» دیدگاه گذاشته بودند.

اما بنده حقیر هم در این باره نکاتی دارم. به نظر بنده اعتبار برخی از منابع دوره هخامنشیان مانند کتیبه ها و آثار باستانی بیشتر از منابع مکتوب مانند کتاب استر است؛ تقریبا هیچ منبع مکتوبی(چه منابع یهودی و چه منابع یونانی) بدون اشکال نیست و هر کدام از این منابع به خودی خود داده های خام هستند. به نظر من با یک بررسی ترکیبی با توجه به اشتراکات در منابع و اینکه شواهدی از بیرون یک موضوع را تأیید کند؛ می توان یک رویداد که در منابع نقل شده است را محتمل دانست. درباره کتاب استر علاوه بر اینکه اشتراکی در میان منابع وجود ندارد؛ در تضاد با منابع معتبر تر مانند کتیبه ها می باشد و اتفاقا شواهد زیادی نشان می دهد که این داستان شبیه به افسانه میباشد؛ موارد اغزاق آمیز و غیر قابل باور در این داستان وجود دارد و با خواندن این داستان، اما و اگر های زیادی پیش می آید. در طومار های دریای مرده نام همه کتب عهد عتیق به چشم میخورد ولی از کتاب استر خبری نیست!! در پیوندی که داده شد به بررسی این موارد پرداختیم. بنابر این به خلاف شما دوست عزیز و گرامی بنده معتقدم که کتاب استر به خودی خود مرجع چندان مناسبی برای استناد نیست؛ هرچند نباید به منابع صفر و یکی نگاه کرد و می توان قسمت هایی که با منابع دیگر اشتراک دارند و یا شواهدی از بیرون آن را محتمل جلوه میدهند؛ مورد توجه قرار داد.

اما جدا از این موارد بیایید ببینیم اصلا در کتاب استر چه چیزی نوشته شده است؟! مشخص است آن چیزی که آقای رائفی پور و دیگر دوستان میگویند در این کتاب نیست و گفته ی این دوستان با دگرگونی منابع روبرو بوده است.

به هر حال بسیار سپاس گزارم از دیدگاه شما. پیروز باشید.


نویسنده: امیر

تاریخ:  ۱٧ خرداد ۱۳٩٢  - ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ

درود دوست عزیزم، با حرفات موافقم

مشکل اکثریت هوادارن ایشون در این جاست که گرفتار این فکر موهومی شدند که هر چی جناب رائفی پور اشاره می کنه وحی منزل هست و شده سند و مدرک! من هیچ ادعایی ندارم ولی به عنوان کسی که اکثریت سخنرانی های ایشون رو دیدم و به صورت کلی قبولشون دارم صراحتا اعلام می کنم که آقای رائفی پور عادت به سیاه نمایی و غلو کردن دارند!  غالبا ایرانی جماعت عادت دارند در برهه ای از زمان شخص یا اشخاصی رو خیلی بیش از اون چیزی که هست بزرگ می کنند نمونش همین اقای رائفی پور! خطاب به کسانی که ایشون رو استاد رائفی پور می نامند میگم:دوست عزیزم وقتی واژه "استاد" رو به کار می بری حرمت داره و هر فردی مشمول این رسالت بزرگ نمی شه، یقینا خود اقای رائفی پور هم اصلا خودشون رو به عنوان استاد قبول ندارند و چندین بار به این موضوع تاکید کردند ولی چه میشه کرد!

 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

درود بر شما دوست خوبم و سپاس از دیدگاه شما. من هم با حرف های شما درباره برخی از هواداران آقای رائفی پور موافقم. متأسفانه در بحث هایی که با برخی از هواداران ایشون در جا ها و مکان های مختلف کردم؛ مواردی که می فرمایید مشهود بود. البته نباید از انصاف خارج شد که برخی از هواداران ایشون هم انسان هایی هستند که به نقد های ما توجه می کنند.

نکته ای هم که درباره واژه «استاد» و تذکر جناب آقای رائفی پور گفتید بسیار به جا بود. پیروز باشید.


نویسنده: رضا

تاریخ:   ٦ خرداد ۱۳٩٢  - ۳:٤٧ ‎ب.ظ

عزیزم کجای داستان سیزده بدر دروغ بود ؟ این تهمت چیه دارید میزنید؟ اگر شبهه ای دارید بیان بکنید.

 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

عزیزم به یه مطلب کامل پیرامون این موضوع توی متن لینک داده شده بود؛ تصور می کنم مطالعه نکردید.

قضیه اینه که اون چیزی که آقای رائفی پور درباره سیزده به در میگن در منابع یهودیان نیست و از طرفی در هیچ منبع دیگری هم اثری از اون داستان نیست. جالبه که آن چیزی هم که در منابع یهودیان گفته میشه از نظر تاریخی قابل اثبات نیست. هیچ کجا هم از ارتباط سیزده به در با داستانی که آقای رائفی پور میگن خبری نیست.

فک می کنم ما باید بپرسیم که این صحبت های نادرست چرا گفته شده؟

به شما پیشنهاد می کنم یک بار با دیده ای بی طرفانه این متن رو از اول تا آخرش به صورت کامل مطالعه کنید: 7poa.com/post/87.htm

سپاس گزارم


نویسنده:

تاریخ:  ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢  - ٩:۳٤ ‎ب.ظ

هر چی استاد رائفی تا بحال گفتن کاملا مستند و عین حقیقته. ولی ما تا وقتی که این فجایع دوباره تکرار نشه وباچشم خودمون نبینیم باور نمیکنیم.

نه بابا این مرد کاملا دروغ میگوید! اصلا مگه یهودیا آدم میکشن! خیلی ناز و مامانین و عاشق چشم و ابروی ایرانیها هم هستن!

 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

بنده هم اشاره کردم که بسیاری از صحبت های ایشون در سخنرانی دانشگاه دامغان درست بودند و البته نقد هایی به بخش هایی از آن داشتم که اگر شما هم نقدی دارید می تونید مطرح کنید.

ولی چطور می تونیم بپذیریم که صحبت های ایشان پیرامون سیزده به در «مستند و عین حقیقت» هست؟! در این باره پیوندی در نوشتار اصلی قرار دادیم.

به هر حال اگر صحبت های با سند و مدرک دارید بفرمایید و بنده هم در خدمتم تا با هم بررسیش کنیم ولی اگه می خواید از این حرفای «ناز و مامانین» بزنید، فکر می کنم نمی تونیم چندان بحث مناسبی داشته باشیم!!

پیش از این هم گفتم که اگر هم فرض کنیم که یهودیان آدم های بد و دشمن ما هستند با بیان داستان های تحریفی داریم اونها رو بزرگ می کنیم و بیشترین خدمت رو به اونها می کنیم.


نویسنده: رستم فروهی

تاریخ: ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٢  - ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ

تمام صحبت های این مرد را در قالب ۳۰ گیگابایت سخنرانی و نوشته گوش دادم و خواندم. مقالات به زبان انگلیسی را دوستانم درباره موضوعات ایشان ترجمه کردند و خواندم. بعضی کتب نایاب را در بازارهای دور خریدم و خواندم. جز حقیقت و صداقت در گفتارشان چیزی نیافتم.

 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

البته این نوشتار اشاراتی به سخنان آقای رائفی پور در دانشگاه دامغان (آبان ۱۳۸۹) داشت. نمی دانم شما این سخنرانی ایشان را هم گوش دادید یا خیر؟! به هر حال همانطور که بیان شد در این سخرانی هم بسیاری از صحبت های ایشان درست بود و این جای تقدیر دارد. اما به چند نکته هم نقد هایی داشتیم که در متن موجود است.

علاوه بر این معتقدم به صحبت های ایشان پیرامون «سیزده به در» انتقاد وارد است.(بنگرید به: 7poa.com/post/87.htm) اگر نقدی به آن نوشتار دارید از شما تقاضا می کنم که در بخش دیدگاه های همان نوشتار مطرح کنید. با سپاس

با سپاس


نویسنده: فرهاد

تاریخ: ۱۳ فروردین ۱۳٩٢  - ۲:۰۷ ‎ب.ظ

واسه من خیلی جالبه آقای رائفی پور می گن سند این کشتار ۷۷ هزار ایرانی از کتابه مقدس یهودیاست.

چی شد؟! تا حالا که کتابای مقدس یهودی ها همشون تحریف شده بودن و قابل اعتماد نبودن!؟؟.اما چون از این داستان می تونی بهره برداری کنی کاملا راست و قابل استناد و معتبره.آخ

 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

سپاس از دیدگاه شما. تناقضات در گفتار آقای رائفی پور دیده می شود. ایشان در جایی می فرمایند «من عرضم اینه یا راست گفتید یا دروغ گفتید [خطاب به یهودیان]، اگه دروغ گفتی که بقیه کتابتم فاتحه!!!! اگه راست گفتی غلط کردی باید جواب پس بدی» اما در جایی دیگر قاطعانه می گویند :«روز سیزده بدر می ری بیرون [خطاب به مخاطبان که به صحبت هاشون گوش می دهند و ایرانی هستند]، دایره تنبک دستت می گیری در عزای اجدادت داری می زنی می رقصی» ... یا می گویند: «اینه که تو  سیزده فروردین می ری بیرون عزیزم» ...

بالاخره اگر ابهام در درستی یا نادرستی این موضوع وجود دارد (همانطور که خودشان در ابتدا می گویند) پس چگونه انقدر قاطع درباره سیزده به در سخن می گویند؟!

ایشان داستانی می گویند که اصلا داستانی با آن ساختار در منابع یهودیان دیده نمی شود و منبع گفتارشان نامعلوم است.


نویسنده: علیرضا

تاریخ: ۱۸ بهمن ۱۳٩۱  - ٧:٠٤ ‎ب.ظ

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز.

بنده با مطالعه مطلب آقای خالقیان تحت عنوان "آیا این مرد درست می گوید؟" و چندی از دیدگاه ها، لازم دیدم نکاتی را به دوستان، گوشزد نمایم. امیدوارم گستاخی بنده را به بزرگی خود عفو کنید.

نخست اینکه در عین زیبایی به نظر من این بحث عبس است چرا که دین و ملیت دو مفهوم جداگانه اند که قابل مقایسه نیستند! ملیت یک شناسه سیاسی و اجتماعی و در اصل یک شناسه جغرافیایی است؛ اما دین یک ایدئولوژی و یک مکتب است با این تفاوت نسبت به دیگر مکاتب که از جانب خداست، و متعاقب آن مذهب شکل تفسیری از مکتب اولیه دارد - این موضوع بسیار ساده و پرتکرار است چون مذاهب پروتستان و کاتولیک و در قرن گذشته تفسیرهای لنین(رهبر کمونیست های شوروی) و مائو(رهبر کمونیست های چین)؛ بنابراین مذاهب همگی انسانی اند و بر اساس ادعای درستی خود با هم در جدالند در حالی که برخی مکاتب در یک راستا و بقیه در راستای دیگرند، سعادت یا شقاوت - اما در بحث ما رابطه ی ملیت و مذهب چون رابطه تن و پیراهن اند و کسی نمی تواند این دو را نسبت به هم ارجحیت بخشد چراکه هر دو برای انسان نیازند!


نویسنده: رکسانا

تاریخ: ۱٤ بهمن ۱۳٩۱  - ۸:۳٤ ‎ب.ظ

سلام نیلوفر ایرانی.مطالب وبلاگتوخوندم اما اصلا حرفات درست نیست ما نمی خوایم به ایرانی بودن و آریایی بودنمون توهین کنیم. هر چیزی سرجای خودش خوبه اما نباید خیلی از عقایدمونو فدای مقدساتمون بکنیم،یعنی شما پیامبر (ص) رو با کوروش و داریوش مقایسه میکنی؟ باید واقعاً قبول کنیم که بعد از اسلام ایران دگرگون شد.

 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

سلام و سپاس از دیدگاه شما و نقد شما... شما می فرمایید «هر چیزی سر جای خودش خوبه» که یه جورایی همان حرف ما را می زنید که در یک بحث طولانی با دوستان تقریبا چنین موارد را بنده مطرح کردم. این جمله که می فرمایید «نباید خیلی از عقایدمونو فدای مقدساتمون بکنیم» رو درست متوجه نشدم. عقاید ما کدام است و مقدسات ما کدام است؟!

اما در ادامه شما فرمودید «یعنی شما پیامبر (ص) رو با کوروش و داریوش مقایسه میکنی؟» در صورتی که بنده تأکید زیادی دارم که دوره های گوناگون تاریخی قابل مقایسه با یکدیگر نیستند. همانطور که به صورت روشن در یکی از مطالب بیان کردم «عملاً مقایسه دو دوره تاریخی که شاید قرن ها با هم فاصله دارند کار صحیحی نیست.» هر شخصیت تاریخی را با توجه به شرایطی که در آن می زیسته است باید ارزیابی کرد و خیلی سخت است که شخصیتی مانند پیامبر اسلام را با کوروش بزرگ مقایسه کرد.

اما درباره اینکه می فرمایید «باید واقعا قبول کنیم که بعد از اسلام ایران دگرگون شد»... ببینید به نظر من هیچ وقت طی یک اتفاق و یا تحت تأثیر یک مورد در یک محدوده زمانی کوتاه، دگرگونی بزرگی ایجاد نمی شود. دگرگونی ها طی قرن ها تحت تأثیر بسیاری از موارد رخ می دهد. تاریخ بعد از اسلام ایران همانند تاریخ باستان آن پر از فراز و نشیب است و من فکر می کنم تاریخ ایران بعد از اسلام این امکان را به ما می دهد تا با نگاهی آسیب شناسانه بسیاری از موارد به درد بخور را از دل تاریخ بیرون بکشانیم و به نظر من به جای آنکه به دنبال آن باشیم که هر طور شده ثابت کنیم ایران بعد از اسلام خیلی عالی و بدون نقص بوده با نگاهی آسیب شناسانه به تاریخ نگاه کنیم. خوشبختانه این نگاه تقریبا با آزادی کامل درباره ادوار گوناگون در دوره باستان وجود دارد اما بر خلاف نیاز جامعه این نوع نگاه به ایران بعد از اسلام کمرنگ شده است. در آخر امیدوارم رویکرد تخریب گرایانه ای که به تاریخ ایران باستان در میان برخی از اقشار تأثیر گذار و البته قدرتمند وجود دارد کنار گذاشته شود.


نویسنده: گمنام

تاریخ: ۱٦ آذر ۱۳٩۱  - ٤:٠٤ ‎ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان...مطالبتون رو خوندم... خیلی خیلی از این حس وطن دوستی تون ذوق کردم...نمی گم در حد من کسی نیست ولی مطمئنم کسی نیست بیشتر از من ایران و دوست داشته باشه... ایران همه زندگی منه اصلا همه برنامه های من و هدف هایی که در زندگیم دنبال می کنم برای سربلندی ایرانه من مدت ها تنهای تنها و بدور از خانواده ام در گوشه گوشه ایران زندگی کردم و به اندازه خانواده ام عاشق هموطنانم هستم و با تمام وجود سعی می کنم این حس رو در وجود تک تک هموطنام نهادینه کنم و حتی یک لحظه نتوانسته ام تصور این را داشته باشم که لحظه ای حتی یک قدم خارج از مرز ایران باشم حتی یک قدم حتی اگر به قیمت دوری از تمام اعضای خانواده ام تمام شود...

اما تنها چیزی که برای من عزیز تر از ایران است اسلام می باشد و با تمام وجود به این گفته امام خمینی معتقدم که امروز بردن نام ایران قبل از اسلام کفر است... مسئله ای که شما درباره ناسیونالیسم اسلامی مطرح کردید کمی جای بحث دارد اعتقاد مطلق به یک مسئله زمانی قابل نقد است که آن موضوع دارای معایب خاص خود باشد که این در مورد اسلام صدق نمی کند ویا به عبارت دیگر ناسیونالیسم اسلامی جای نقد ندارد

 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

درود بر شما و سپاس از بیان حس زیبای میهن دوستی... اما نقدی هم به ما داشتید که از این بابت هم بسیار سپاس گزارم. با اجازه شما چند نکته هم بنده می نویسم.

ببینید این موضوع که کدام یک از تعاریف و تفاسیر اسلام درست است مورد بحث ما نیست... اما آنچه ما در این دوران می بینیم کاری است که عده ای انجام می دهند و دارای معایب بسیار زیاد است و باعث ضرر های زیادی هم شده است. گویا برخی به دنبال آن هستند که از یک دین، یک ملیت و حتی شاید یک نژاد بسازند. متأسفانه در دیدگاه برخی از آنها، کسانی که خارج از تفکر آنها باشند غیر خودی محسوب می شوند و حتی در شرایطی اصلا آدم محسوب نمی شوند و می توان آنها را کشت و نابود کرد. این موضوع مورد نقد ماست. متأسفانه کارهای خود را با سوء استفاده از نام اسلام انجام می دهند و مدعی می شوند که اسلام از آنها چنین خواسته است. شاید کار این افراد با تعریف درست اسلام در تضاد باشد. اینکه ما از واژه «ناسیونالیسم اسلامی» استفاده کردیم [که البته بعد ها با توجه به آنکه ممکن بود سوء برداشت از این واژه شود؛ این واژه اصلاح شد] روی ما با آن کسانی است که چنین اعتقادات نابخردانه ای دارند و بسیار زیان رسان شده است. قطعا کسانی هم که در ایران، کورکورانه به نژاد گرایی روی می آورند کارشان به دور از فرهنگ ایرانی است اما اگر بخواهیم آنها را نقد کنیم، می گوییم «نژاد پرستی ایرانی»


نویسنده: محسن

تاریخ: ٤ آذر ۱۳٩۱  - ٦:٢۳ ‎ب.ظ

ممنون از مقاله مفیدتون

سؤالی که هست اینه که آقای رائفی پور دقیقاً تخصصشون چیه؟

من در زمینه تاریخی ایران باستان یه فرد بیسواد هستم، یعنی صفر. ولی میدونم در هر حیطه ای باید اهل فنش نظر بده


نویسنده: شاهین جعفری

تاریخ: ۱ آبان ۱۳٩۱  - ۱:٠٩ ‎ق.ظ

جناب خالقیان و دوستان عزیز قبل از نقد جناب رائفی پور اجازه بدهید عرض کنم که من در این مورد ایشان را سوای پورپیرار و مرادی غیاث آبادی، جوانی پرشور، مسلط به توطئه صهیونیست و علاقه مند به میهن اسلامی امان می دانم. اما ای کاش این علاقه با حلم و دانش بیشتری همراه شود که خدایی ناکرده اسباب تفریح دشمنان ایران، تجزیه طلبان (که خیلی با افرادی که صرفاً دنبال حقوق مشروع مدنی اشان هستند فرق دارند) و مهمتر از همه لابی صهونیست و معماران خاورمیانه جدید نشود. من دونه به دونه اشکالات ایشان را عرض می کنم.

اول اینکه تاریخ ایران چه به صورت شفاهی و چه به صورت مکتوب بر این نکته تأکید داره که بانوان ایرانی از لحاظ پوشش از زمان باستان بسیار از ملل همجوار خود جلوتر بودند. منهای ازواج محارم که تا زمان حضرت یحیی (ع) در قلمرو ایران و روم متاسفانه در جریان بوده. روابط بین زن و مرد بسیار قانونمند بوده و کتب مذهبی به طور مکرر به حیا زنان اشاره دارند. ما بر عکس اعراب جاهلیت بسیار حد و مرز داشتیم و اینطور نبوده که مانند معاویه کسی در ایران متولد بشه و چند نفر همزبان رویش ادعای پدری داشته باشند. در ایران همجنس گرایی پادافره سنگین داشته و غلام بارگی که همه بهتر می دانند از چه زمانی وارد ایران شد. برای نمونه خلیفه مهدی عباسی پدر هارون الرشید 20 هزار پسر خوبرو در بارگاهش داشته و ...  در مورد موسیقی هم در وهله اول از طریق فنیقی ها و در وهله دوم از طریق کولی های هند که بعدها به اروپا مهاجرت کردند و اجداد کولی های اروپا هستند به ایران وارد شد و اشخاصی مانند باربد و نکیسا در این زمینه شناخته شده هستند. ظاهراً در جنگ خندق که عده ای شمشیر ساز و مهندس به یاری سلمان به حجاز رفتند موسیقی را به اعراب معرفی نمودند. قابل ذکر است که تدوین تاریخ هجری برای جمع آوری مالیات و تدوین قواعد زبان عربی هم توسط ایرانیان صورت گرفت و به همین علت گاهی دوستان ... چنین نتایج اشتباهی می گیرند و البته آن حرفهای ناپسند را در سایتهای خود می زنند. در خصوص 13 به در هم جز منابع یهودی آنوسی( که دشمنی اشان نه تنها با تمدنهای بزرگ که با یهودیان واقعی طرفدار حضرت موسی (ع) به اثبات رسیده) و منابع مشکوک دیگر هیچ مورخ عاقلی تایید ننموده و اینجور بحثها متاسفانه جز اینکه لابی این افراد خشنود کند هیچ کمکی به تحقیق تاریخی نمی کند.

اما نیچه. دوستان عزیز فلسفه نوع جهان بینی بخشی از دانشمندان علوم انسانی است و یک نوع تجربه ذهنی. بسیاری از آن درخشان و بخشی از آن هم فاجعه آمیز. نیچه در کتاب چنین گفت زرتشت می گوید که به نزد زن می روی با تازیانه برو. ابر مردش یک انسانی موبور است که می تواند بسیار خشن و درنده هم باشد و با مطالعات من قتل عامهای هیتلر (یهودیان، همجنس گرایان و معلولان) با قرائتی که از نیچه نموده صورت گرفته است. جالب آنکه الیزابت فورستر (خواهر نیچه) از همراهان صمیمی نیچه بود!!! اینکه ما بیاییم این همه دانشمند تاریخی را کنار بگذاریم و سراغ نیچه. فون تریشکه و یا فیخته برویم (که پدر تئوری یکسان سازی زبان ملت ها، ملی گرایان افراطی و البته تجزیه طلبان هست) نمی تواند به نتیجه منطقی برسیم. شگفتا که نیچه آنقدر در این تفکرات غرق شد که ترک تابعیت آلمان پروسی نمود و در تنهایی و غم در سوئیس فوت نمود!!! به نظرم بهتر است که استاد رائفی پور تیمی محقق برگزیند که هریک متخصص یک بخش از علوم انسانی، تاریخی و جغرافیای سیاسی باشند!!!

ای کاش ایشان فرصت می نمودند و ببینند که چه کسانی و با چه هدفی از حرفهای ایشان به نفع خویش برداشت می نمایند و چه کسانی با استاد استاد گفتن ایشان را دوره کرده اند. خدا کند که نقدهای ما نه از سر دشمنی که از سر خیر خواهی بپذیرند. رائفی پور جان و عزیزان پیرویش همه چیز را همه دان دانند و حفظ ایران هم نشانی از همان مسلمانی است که در این دوره و زمانه چون دری گرانبها باید از حرفهای التقاطی حفظ نمود.

در پایان از اینهمه غلطهای املایی عذر می خواهم امیدوارم منظور مرا گرفته باشید و نه غلطهای املایی که هم تقصیر ذهن خسته من و هم دکمه های کیبوردی است که از من هم خسته ترند.

[سعی شد در اینجا غلط های املایی گرفته شود]


نویسنده: صبا افروز

تاریخ: ٢٩ مهر ۱۳٩۱  - ۸:٥٠ ‎ب.ظ

سلام و خسته نباشید

به نظر من لازمه شما درباره ی تاریخچه ی ۱۳ به در یکم بیشتر مطالعه بفرمائید و به مردم به راحتی تهمت بی جا نزنید (شما که طرفدار اسلامید !!!)

شما (به قول خودتون بی غرض) یا مغرضانه دارید افکار عمومی رو به اشتباه میندازید.

شما کاملا اهل مغالطه هستید و بگونه ای دقیق و حساب شده عمل میکنید که کاملا طبیعی جلوه کنه و غرض ورزی پنهانتون نمود نکنه -جوری وانمود میکنید که انگار فرهیخته تر و روشن فکرتر از شما نمیتونه وجود داشته باشه

جناب شما در اصل با اسلام مشکل دارید مثل خیلی از طرفداراتون از جمله عشقی و غیره و ذلک که مدتیه با علم کردن هخامنشیان، کوروش و غیره قصد کم رنگ کردن ارزشهای اسلامی رو دارید.

شاید اگه یکم دلیلهای مستند و منطقی تر ارائه بدید نظراتتون از نگاه موشکافانه ی خیلی ها راحت تر عبور کنه!

به هرحال بازم شما رو به مطالعه ی بیشتری سفارش میکنم همچنین دیگر دوستان رو- اگه میشه سخنرانیهای استاد رو هم دقیق تر گوش کنید نه سرسری.

 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

سلام و سپاس از نقد شما. من سعی می کنم باز هم بیشتر درباره سیزده بدر مطالعه کنم و البته به شما هم توصیه می کنم درباره این جشن مطالعه بفرمایید. بنده تا الان مطالعاتی در این زمینه داشتم و بخشی از این مطالعات رو که به نظرم می تونست برای مخاطب جالب باشه رو در این نوشتار به اشتراک گذاشتم : 7country.persianblog.ir/post/157

من فکر می کنم به جای متهم کردن یکدیگر بهتر است اگر حرف علمی برای گفتن داریم آن ها را مطرح کنیم! اگر مدارک و منابعی داریم ارائه بدیم نه آنکه صرفا با به کار بردن جملاتی به طرف روبرو حمله کنیم. به هر حال من منتظر اسناد و مدارک شما هستم، در غیر این صورت صحبت های شما قابل قبول نیست.

برای من جالبه که شما بنده رو متهم می کنید که «به مردم تهمت بی جا» می زنم اما در چند سطر بعد صراحتا چنین تهمتی به بنده می زنید: «شما در اصل با اسلام مشکل دارید ... قصد کم رنگ کردن ارزشهای اسلامی رو دارید»!! به راستی من متوجه نمی شم شما بر چه اساس این موضوع رو مطرح می کنید. اما درباره آقای رائفی پور بنده هم این پیشنهاد رو به شما دارم که به صحبت های ایشون دقیق تر گوش بدید و البته اگر اسناد و مدارکی دارید که صحبت های ایشون رو درباره سیزده به در اثبات کنه به ما هم بگویید. اسناد و مدارک ما در این جا نقل شده است: 7poa.com/post/87.htm

اگر باز هم نقدی به این نوشتار هست می توانید نقد خود را در دیدگاه های مربوط به آن مطرح کنید و بنده بررسی کنم.

به هر حال من دوست دارم دوستان اگر بحث علمی دارند مطرح کنند و آنها را با منابع و مدارک برای ما بگذارند. این روزها مشاهده می شود که برخی به دنبال نابودی ارزش های میهنی هستند و خودشان هم این مورد را مطرح می کنند و حتی به آن افتخار می کنند اما ما به هیچ وجه خواستار نابودی ارزش های اسلامی نبودیم و نیستیم.

 

ادامه این بحث پیش آمده...


نویسنده: امیر

تاریخ: ٢٤ مهر ۱۳٩۱  - ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ

خاک بر سرتون با این مزخرفات بی پایه (اشاره به لینک:persianl.persianblog.ir/post/2)

تو اسم خودتو گذاشتی ایران شناس؟

حیف که آدمایی مثل شما ارزش ندارن وگرنه دستتو می گرفتم نشونت می دادم که تو روز ۱۳ فروردین (برای ۱۳ شدن در تاریخ میلادی روز ۱۳ آگوست عید پوریم یهودیا برگذار می شه) ببینی که حتی تو ژاپن تو این روز جشن کشتن هامان و دشمنان یهود رو می گیرن.

 

پاسخ ها به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

نا آگاهی و دانش اندک شما از دیدگاه توهین آمیز شما هویدا است. به هر حال با آنکه شما توهین کرده اید ما به دیدگاه شما پاسخ می دهیم تا شاید از این به بعد کمی سنجیده تر سخن بگویید.. در مرحله اول باید بگویم که پُستی که بدان اشاره کردید اصلا در این وبلاگ وجود ندارد!!! شاید منظور شما این پست است : persianl.persianblog.ir/post/21

اما جالب است که در ادامه مطلب مطالبی کاملا نادرست را نگاشتید. شما حتی نمی دانید که سیزدهم فروردین معمولا با دوم April برابر می شود و سیزدهم August معمولا در مهر ماه قرار میگیرد!! متوجه نمی شوم؛ آیا برای ۱۳ شدن در تاریخ میلادی مهر را جایگزین فروردین می کنند؟!! جدا از این ها شما حتی نمی دانید که پوریم بر اساس تقویم یهودی گرامی داشته می شود!!! مبنای تقویم یهودی اصلا خورشیدی نیست و کاملا متفاوت است به طوری که پوریم در سال ۵۷۷۰ یهودی در تاریخ بیست و هفتم February برگزار شده است و در سال ۵۷۶۹ یهودی در تاریخ نُهم March برگزار شد! برای آنکه این موضوع قابل درک تر شود می توان تاریخ قمری رو در نظر گرفت که مناسبت هایی که بر مبنای آن هستند؛ هر سال در تقویم شمسی تاریخ متفاوتی پیدا می کنند.

اما به هر حال این درست است که پوریم و هامان سوزان هر ساله توسط یهودیان برگزار می شود. اما داستان آنجاست که یهودیان بر اساس یک افسانه؛ هامان را از قوم دیرینه ای می دانند که دشمنی با یهودیان داشته است و او را کسی می دانند که به دنبال نابودی یهودیان بوده است و یهودیان از نابودی نجات یافتند! لازم به ذکر است که این داستان افسانه ای فقط و فقط در منابع یهودی گفته شده است و با کتیبه های هخامنشی و منابع یونانی هماهنگی ندارد!! به نظر بسیاری از پژوهش گران این افسانه از نظر تاریخی قابل اثبات نیست و چنین می نماید که این افسانه تحت تأثیر افسانه های عیلامی و بابلی می باشد و بی ارتباط به تاریخ ایرانیان و هخامنشیان است. ما توضیحات کامل درباره ی این موضوع را در نوشتار مربوط به آقای رائفی پور پیوند داده بودیم. من از بازدید کنندگان توقع دارم که نوشتار ها را به صورت کامل مطالعه کنند و سپس درج دیدگاه کنند اما متأسفانه بسیاری از منتقدین اصلا مطالب ما را نمی خوانند و سپس انتقاد می کنند. خواهش می کنم این نوشتار رو حتما مطالعه بفرمایید: 7poa.com/post/87.htm


نویسنده: آذر

تاریخ: ٢٢ مهر ۱۳٩۱  - ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ

با سلام و عرض خسته نباشید. نشریه نیلوفر ایرانی بسیار نشریه خوب و مفیدی است و من به شخصه خیلی چیز ها از این نشریه یاد گرفتم. نقد بسیار منصفانه و خوبی هم درباره آقای رائفی پور در اینجا دیدم و دلیل انتقاد برخی از دوستان را متوجه نشدم؟ کار شما تحسین برانگیز است.


نویسنده: حجت الله شاهسون

تاریخ: ۱٩ شهریور ۱۳٩۱  - ۱:۵۶ ‎ق.ظ

سلام. ابتدا که به توصیه یکی از دوستان به نشریه شما مراجعه کردم خوشحال بودم که با تعدادی از هموطنانم که میهن پرستی اولویت بزرگی در زندگیشان است، روبرو خواهم شد ولی با دیدن مطلبی که درمورد استاد رائفی پور به صورتی کاملا مغرضانه نوشته شده بود، کاملا نا امید شدم. اگر ملی گرایی در ایران چند سال اخیر نمود پیدا کرده است تنها از طرف مخالفان اسلام و به قصد کمرنگ کردن فرهنگ اسلامی از فرهنگ ایرانی اسلامی ما صورت پذیرفته است و ما هم به خاطرعلاقه مفرط به سرزمینمان هرخوبی را که به ایران قبل از اسلام نسبت داده میشود با چشم بسته و بدون آگاهی قبول میکنیم و باز به همین دلیل انتظار نداریم کسی از آن دوران انتقاد کند.

طبق فرمایش رهبر معظم برای ما فرهنگ ایرانی اسلامی مهم است. اسلام با ایران و ایران با اسلام. لطفا با غرض ورزی های عجیبتان در مورد کسی که بسیاری از توطئه های دشمنان ایران و اسلام را برای ملت همیشه خواب زده ما آشکار کرده است باعث نشوید برداشتهای اشتباه در مورد شخصیت این عزیز در بین ایرانیان شکل بگیرد. بیدار شوید و یادتان باشد تاریخ شبیه صحنه تئاتر است که حکومتهای قبل از اسلام بازیگر چند پرده و بعد از آن بازیگر چند پرده از آنند. منظورم مخالفت با ملی گرایی نیست ولی این حس باید با بیداری باشد.

 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

درود بر شما دوست خوبم. خوشحالم که از این تارنگار بازدید کردید و از نقد شما بسیار سپاس گزارم. با کسب اجازه از شما چند مطلب رو بیان می کنم و بنده هم چند نقد به گفته های شما دارم.

شما از غرض ورزی ما می گویید در حالی که ما اصل صحبتمان این است که آقای رائفی پور مغرضانه به مسائل نگاه کردند. به صورت کلی نقد بنده بر غرض ورزی برخی از طیف ها و نه فقط آقای رائفی پور در این چند وقت است.

ابتدا شما فرمودید:

«اگر ملی گرایی در ایران چند سال اخیر نمود پیدا کرده است تنها از طرف مخالفان اسلام و به قصد کمرنگ کردن فرهنگ اسلامی از فرهنگ ایرانی اسلامی ما صورت پذیرفته است»

اگر چه برای شما احترام قائل هستم اما متأسفانه من نمی تونم این صحبت شما رو بپذیرم و به نظر من یکی از مواردی است که شما مغرضانه به مسئله ی میهن دوستی جوانان امروز نگاه کردید. اکثر علاقه مندان به ایران مخالف اسلام نیستند! می توانم بگویم که خیلی از میهن دوستان نه حمله ای به اسلام می کنند و نه با اصول اسلام مخالف هستند. خیلی از آنها با اسلام متحجرانه مخالفند که فکر می کنم بنده و شما هم مخالف این گونه تفکرات باشیم. اما همیشه در همه جا افرادی پیدا می شوند که افکارشان درست نیست. مطمئناً در جامعه میهن پرستان هم چنین افرادی پیدا می شوند و البته ما درباره این اشخاص هم در نوشتار توضیح دادیم: «همه می پذیریم که نژاد پرستی و ملی گرایی کورکورانه کار صحیحی نیست»

 

شما می فرمایید :

«انتظار نداریم [منظور این است که میهن دوستان انتظار ندارند] کسی از آن دوران[دوران ایران باستان] انتقاد کند.»

اگر نگاهی به وضعیت انتقاد ها، سانسور ها، فیلتر ها، کتاب های چاپ شده، مقاله های گوناگون و... بیندازیم کاملا هویدا است که آزادی بیان درباره ایران باستان همیشه وجود داشته است و دارد. هیچ مرجع قدرت مندی از انتقاد درباره آن دوره جلوگیری نمی کند و درستش هم همین است و این روند باید برای همه مسائل وجود داشته باشد اما چقدر خوب است که منتقدان در نقد خود کمی وجدان را هم در نظر بگیرند و صرفا قصد تخریب نداشته باشند که این روز ها می بینیم که این موضوع در خیلی از موارد صادق نیست و عده ای به دنبال تخریب هستند (روی صحبت من با شخص آقای رائفی پور نیست، این موضوع به صورت کلی بیان شد)

پس بر خلاف گفته شما که معتقدید انتظار نداریم کسی از ایران باستان انتقاد کند؛ انتقاد درباره ایران باستان و حتی تخریب غرض ورزانه آن دوره، تبدیل به یک چیز مرسوم شده است که حتی برخی از اوقات رسانه های تأثیر گذار هم این کار را انجام می دهند. در صورتی که رسانه هایی که به آنها پاسخ می دهند -و شاید صحبتشان درست تر باشد- از قدرت لازم برخوردار نیستند. کار آنجا بد تر می شود که بسیاری از وبلاگ ها و سایت هایی که به نفع ایران باستان نگاشته می شوند فیلتر می شود، حتی دیده شده هیچ توهینی به هیچ اندیشه ای نشده اما با فیلتر و سانسور همراه بودند!! به هر حال فضای نقد درباره ایران باستان بسیار باز است. هیچ کس به صورت عمومی جلوی این کار را نمی گیرد و این در نوع خود بسیار جالب و امیدوار کننده است.

 

شما می فرمایید:

«هر خوبی را که به ایران قبل از اسلام نسبت داده میشود با چشم بسته و بدون آگاهی قبول میکنیم»

البته نمی خوام بگم که این موضوع که شما می فرمایید وجود خارجی ندارد، اما باز بودن فضای آزاد درباره ایران باستان تا حدودی جلوی این موضوع را گرفته است. بسیاری از مسائل بعد از یک مدت که شایع شدند، مورد بررسی قرار گرفتند و موضوع حل و فصل شده است.

من این مورد را مطرح میکنم که آیا در جامعه ما، هر خوبی را که به اسلام نسبت می دهند بسیاری از افراد با چشم بسته قبول نمی کنند؟! جدا از این موضوع چند مجرای آزاد برای انتقاد به اسلام و شخصیت های اسلامی وجود دارد؟! می دانیم که اگر درباره برخی از دوره های تاریخ اسلام و برخی از شخصیت های اسلامی انتقاد هایی مطرح شود چگونه با آن برخورد می شود!!  بحث من این نیست که اسلام را بکوبم و یا موارد دیگر!! می خواهم با توجه به گفته شما که اسلام را مد نظر قرار میدهید، بگویم که اتفاقا گفتار شما بیشتر درباره اسلام صادق است تا ایران باستان.

 

اما بحث اصلی که درباره آقای رائفی پور است و شما ما را به «غرض ورزی های عجیب» متهم کردید. من چند سوال از شما می پرسم. آیا وقتی ما درباره گفتار آقای رائفی پور منبع می خواهیم غرض ورزی است؟! آیا وقتی گفتار ایشان را درباره سیزده به در با توجه به اسناد و مدارک نقد می کنیم و از ایشان منبع و مدرک می خواهیم غرض ورزی عجیب است؟! آیا وقتی می گوییم گفتار ایشان درباره بانوان و دانش پیش از اسلام بدون منبع بیان شد و از زاویه ای دیگر به موضوعات نگاه کردیم؛ غرض ورزی است؟! آیا وقتی آقای رائفی پور می گویند در ایران باستان دانش در اختیار ثروت مندان بوده است و بعد به یک داستان از شاهنامه استناد می کنند؛ و اتفاقا بر اساس آن داستان شخصی که مورد بحث است بسیار ثروت مند است و ما این موضوع را گوشزد می کنیم، غرض ورزی عجیب است؟!

اصلا فرض کنیم که مواردی که آقای رائفی پور درباره ایران باستان گفتند درست باشند(که بسیاری از آنها قابل اثبات نیست) آیا این مغرضانه نیست که آقای رائفی پور فقط از کاستی های تمدن ایران باستان می گویند و در عوض از دانشمندان و پیشرفت تمدنی بعد از اسلام می گویند. همانطور که در متن اشاره شده « دوره های مختلف تاریخی دارای شکوه و کاستی های خاص خودشان بودند.» و یا گفتیم « این روش یادآور ایجاد تقابل بین ایران قبل از اسلام و ایران بعد از اسلام است. در صورتی که عملاً مقایسه دو دوره تاریخی که شاید قرن ها با هم فاصله دارند کار صحیحی نیست.» البته من باز خوشحال میشم که دوستان در اینجا منابع و مدارک را بیان کنند تا بتوانیم یک بحث علمی داشته باشیم.

من هم پیشنهاد می کنم که همه با هم بیدار شویم و هر صحبت بدون سند و مدرک را قبول نکنیم. اگر یک صحبت به صورت کلی اشتباه باشد (مانند همان داستان سیزده به در که آقای رائفی پور فرمودند) می تواند تأثیرات بسیار بدی در جامعه بگذارد و موارد نادرست به جوانان آموزش داده شود! اما همانطور که در ویژه نامه «آیا این مرد درست می گوید؟!» به صحبت های درست آقای رائفی پور اشاره کردیم و از ایشان تقدیر کردیم اینجا هم به خاطر صحبت های درست ایشان بسیار سپاس گزاریم. در متن هم اشاره کردیم « اکثر صحبت های ایشان [آقای رائفی پور] مطالبی صحیح بودند و این جای تقدیر دارد» و یا «در پایان باز هم به صحبت های نیک آقای رائفی پور اشاره می کنیم و به هیچ وجه تمام صحبت های ایشان را نفی نمی کنیم»

در آخر به طور کلی می گوییم داوری در تاریخ به ویژه درباره ایران باستان بسیار سخت است چون منابع و مدارک دقیق درباره آن دوره وجود ندارد. اما به عقیده بنده، تاریخ تمدن سازترین و فرهنگ سازترین علم است، به نظر من بیشتر از آنکه به دنبال چگونگی رویداد های گذشته باشیم، باید موارد گوناگون را از دوره های گوناگون تاریخ استخراج کنیم و با توجه به شرایط فعلی از آن ایده بگیریم و بهره ببریم. فرهنگ مانند زمینی است که درختان متناسب با همان زمین در آن بارور می شوند و ممکن است گیاهی مناسب ناکجا آباد در این زمین بکاریم و هیچ حاصلی برای ما نداشته باشد.مطمئناً برای یافتن درختی متناسب با خاک فرهنگ امروز، اولویت با فرهنگ های نیکی است که هزاران سال در بین مردم این سرزمین جای داشته اند و باید گفت هر ملت تحت تأثیر فرهنگ گذشتگان سرزمین اش می تواند پیشرفت کند. چه فرهنگ های قبل اسلام و چه فرهنگ های بعد از اسلام. حال وقتی دیده می شود همه جا از تمدن اسلامی می گویند و حتی تمدن قبل از اسلام را تخریب می کنند، به نظر بنده نیاز هست که ما رسانه های مستقل یا نیمه مستقل، از این دوره ها بیشتر بگوییم.


نویسنده: فاطمه

تاریخ: ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱  - ۸:۴٢ ‎ب.ظ

سلام به شما

اولا نقدی که در مورد استاد کردید بدون شک جواب دارد...و این فقط صحبت خود رائفی پور نیست خیلی از افراد نظیر استاد مطهری هم همین نظرو دارن ....یعنی همه با یک سری تکیه بر تاریخ دوره ساسانی(منظور استاد کل دوره قبل از اسلام نبود!!) به همین نتیجه میرسن

در مورد 13 بدر استاد گفته از کتاب استر یهودیا گرفته که هر سال این روزو جشن میگیرن!! نگفته دروغه و یا راست .....

شما خیلی دارید علیه استاد یا جبهه می گیرید (به خاطر تعصبات ملی) ..چرا سوالو از خودشون نمی پرسید و جواب نمی خواید؟...این که یک نقد پی دی اف بزارید و بگید استاد جوابگو نیستند!!! خیلی اشتباهه...مطمئن باشید استاد تا حالا هر کی ازش سوالی پرسیده جوابشو داده!!!!....(امیدوارم هدفتون تخریب ایشون نباشه)

 

پاسخ به این دیدگاه:

نویسنده: مجید خالقیان

سلام. سپاس از دیدگاه و نقد شما.

قبل از هر چیز دوست دارم بگم که فکر می کنم شما به این بخش از نوشتار بنده خوب توجه نکردید که عرض کردم: «اکثر صحبت های ایشان [آقای رائفی پور] مطالبی صحیح بودند.»

نقد اصلی بنده به این است که برخی ادعاهای مطرح شده ایشان در آن سخنرانی بدون بررسی های دقیق مدارک و منابع صورت گرفت. درباره ساسانیان باید بگم که متأسفانه منابع ایرانی به جا مانده از ساسانیان خیلی کم هست و بیشتر منابع ایرانی سالها پس از فروپاشی ساسانیان نگارش یافته اند و یا گردآوری شدند. ما نمی تونیم نظر دقیقی درباره جامعه ایرانیان در زمان ساسانیان بدیم. تا اونجایی که من می دونم نه کار اصلی آقای رائفی پور تاریخ هست و نه کار اصلی آیت الله مطهری، برای همین ممکنه اشتباهات زیادی در این حوزه داشته باشند.

فکر نمی کنم شما دانشجوی دانشگاه دامغان باشید. صحبت آقای رائفی پور طوری بود که کل دوره قبل از اسلام رو خطاب قرار دادن. به هر حال هر کدام از بحث ها –چه بحث های مربوط به ساسانیان و چه بحث های دیگر- نیاز به بررسی دقیق داره.

اما موضوع بعدی سیزده به در است. نمی دونم نوشتار سایت پردیس اهورا که در این باره نوشته شده رو مطالعه فرمودید یا نه. پیشنهاد می کنم حتما یک بار کامل بخونید:

سیزده بدر و قتل عام ایرانیان!!!(دروغ آشکار)

 

البته روی صحبت من در اون نوشتار فقط آقای رائفی پور نیست. موضوع اینجاست که آقای رائفی پور داستان موجود در کتاب استر رو نمی گن بلکه یک داستان دیگه می گن که منبعش مشخص نیست؟! میگن خودشون(=یهودیان) تو منابعشون گفتن! اما یهودیا توی منابعشون چیز دیگه ای گفتن. در ضمن آقای رائفی پور طوری صحبت می کنن که این موضوع یک رویداد تاریخی بوده. اگه دروغ یا راستش مشخص نیست پس معنای گفتن جملاتی مانند «روز سیزده بدر می ری بیرون، دایره تنبک دستت می گیری در عزای اجدادت داری می زنی می رقصی..» چیست؟! به هر حال خوشحال میشم اگر دیدگاهی در این باره است در بخش دیدگاه های نوشتار فوق در سایت پردیس اهورا مطرح بشه.

اما درباره اینکه چرا از آقای رائفی پور نپرسیدم و پی دی اف دادم، نیاز به چند تا توضیح هست. اول اینکه این فقط یک پی دی اف نیست. ویژه نامه ای بود که بعد از سخنرانی ایشان در دانشگاه دامغان تهیه شد. در همایش به ما اجازه صحبت کردن ندادند. من خیلی زود رفتم و تلاش زیادی کردم که بتونم صحبت کنم ولی این اتفاق نیفتاد. حتی وقتی آقای رائفی پور تشریف آوردن، جلوی ایشون رو گرفتم و گفتم نمی ذارن ما صحبت کنیم خواهشا شما اون بالا به این موضوع اشاره کنید تا ما بتونیم حرف بزنیم. موضوعی که باعث ناراحتی برگزار کنندگان هم شد. اما آقای رائفی پور هیچ اشاره نکردند. ما این ویژه نامه رو برای نقد سخنان ایشون تهیه کردیم و یک نسخه از آن هم در وبلاگ نشریه گذاشتیم و فکر میکنم حق انتقاد باید برای همه وجود داشته باشه. البته جا داشت که این ویژه نامه مفصل تر باشه اما محدودیت های تیراژ، و نیاز به تکثیر زیاد از آن باعث شد به این شکل در بیاد. جدا از این مسئله من مدت ها به وبلاگ ایشون می رفتم و ابهامات رو بیان می کردم اما واکنشی به حرف های من داده نمی شد. به ویژه در همون قضیه سیزده به در، اما هیچی! پس از آن هم سعی کردم از یک طریقی با ایشان ارتباط برقرار کنم، به سایت هایی مراجعه کردم و مطلب رو بیان کردم اما پاسخی به بنده داده نشد.

به هر حال سپاس گزارم از مطالبی که مطرح کردید.