نیلوفر ایرانی

آیا علی اکبر رائفی پور درست می گوید؟!

چندی پیش همایشی به منظور بررسی سوء استفاده از ملی گرایی در دانشگاه دامغان برگزار شد. مهمان ویژه این برنامه علی اکبر رائفی پور بود که بیشتر او را با عنوان پژوهشگر حوزه صهیونیزم و فراماسونری می شناختیم.

درست است که اکثر صحبت های ایشان مطالبی صحیح بودند و این جای تقدیر دارد، اما به نظر می رسد نقد هایی هم به سخنان ایشان و مهم تر از آن نحوه برگزاری این همایش وارد است.

خیلی از صحبت های آقای رائفی پور بدون سند و مدرک بیان شد و شاید تنها سند مشخصی که ارائه شد، حرف هایی از نیچه درباره جنگ های صلیبی بود که چندان به صحبت های اصلی مرتبط نبود و البته کتاب نیچه هم به هیچ وجه یک منبع تاریخی محسوب نمی شود.

صحبت های ایشان طوری بود که اکثر تعریف ها و تمجید ها از ایران بعد از اسلام صورت گرفت و اکثر کاستی ها به ایران قبل از اسلام نسبت داده شد. این روش یادآور ایجاد تقابل بین ایران قبل از اسلام و ایران بعد از اسلام است. در صورتی که عملاً مقایسه دو دوره تاریخی که شاید قرن ها با هم فاصله دارند کار صحیحی نیست. اصلا آیا می توان گفت ایران هخامنشی بهتر است یا ایران ساسانی؟! در صورتی که هر دو قبل از اسلام بودند. ایشان با دیده ای یک طرفه به آیین و رسوم ایرانیان قبل از اسلام نگاه کردند و حتی شرایط بانوان ایرانی قبل از اسلام را بد خواندند، علم را محدود به ثروتمندان و پادشاهان در دوران قبل از اسلام خواندند و... . گویی تمدن قبل از اسلام ایرانیان نقص و کاستی های فراوانی داشته است. اما از ویژگی های نیک تمدن بعد از اسلام یاد کردند و ایرانیان را در این عصر دانشمند خواندند. می دانیم که اوج این تمدن از قرن ۴ تا قرن ۷ هجری بوده است و به نظر می رسید منظور آقای رائفی پور هم همان دوران بود. با همین روش می توان کاری واژگون انجام داد؛ می توان از ایران قبل از اسلام یک بهشت ترسیم کرد و ایران بعد از اسلام را کوبید در صورتی که دوره های مختلف تاریخی دارای شکوه و کاستی های خاص خودشان بودند. البته این موارد به عنوان مطالب اصلی مطرح نبود اما گویا هدف از برگزاری این همایش چنین مواردی بود.

برداشتی که می توان از سخنان ایشان کرد این است که بعد از آنکه تمدن اسلامی به شکوه رسید، گروهی (شاید فراماسون ها) به دنبال از بین بردن اتحاد مسلمانان بودند و بدین منظور از حربه ملی گرایی بهره بردند. نمی توان تمام این موضوعات را پذیرفت و نمی توان تمام آنها را رد کرد. تک تک سخنان ایشان قابل بررسی است و باید با اسناد و مدارک دقیق تاریخی بیان شود.

اما جدا از صحبت های آقای رائفی پور سوال اینجاست که چرا برخی از دوستان برای دفاع از ایران بعد از اسلام، به تخریب ایران قبل از اسلام می پردازند. مطمئناً همه دوره های تاریخ کشورمان ارزشمند هستند و برای ساختن امروز به مطالعه همه آنها نیازمندیم. همه می پذیریم که نژاد پرستی و ملی گرایی کورکورانه کار صحیحی نیست اما باید توجه داشت چیزی شبیه ناسیونالیسم افراطی با سوء استفاده از نام اسلام و مذهب در حال تأثیر گذاری است و حتی می توان گفت تا حدودی شکل گرفته است. به نظر می رسد به همان میزان که ناسیونالیسم افراطی و نامعقول با سوء استفاده از نام ایران صدمه می زند؛ ناسیونالیسم افراطی با سوء استفاده از نام اسلام و مذهب هم ضربه می زند. آیا نباید امروز مراقب چنین مواردی هم باشیم؟! آیا چنین رویکردی در طول تاریخ ضربه نزده است؟!

 

چقدر خوب است این روزها که اینقدر دم از آزاد اندیشی زده می شود، در این گونه همایش ها فرصتی برای بیان نظرات دانشجویان هم وجود داشته باشد. در این همایش تقریبا سخنران، متکلم وحده بودند و اجازه صحبت از حضار گرفته شد و فقط به خواندن چند سوال از روی کاغذ بسنده شد. آیا رواج آزاد اندیشی در دانشگاه ها به این صورت است؟! آیا نباید وقتی برای ارائه نظرات دانشجویان در نظر گرفت؟!

هرچند کمبود وقت و فشارهای موجود در برگزاری یک همایش را نباید فراموش کرد اما نیازی هم نیست که به سخنران گفته شود: «تا جایی که برنامه کشش دارد ادامه دهید» در حالی که بسیاری از دانشجویان سوالات خود را به صورت کتبی نوشتند و منتظر پاسخ هستند. در پایان باز هم به صحبت های نیک آقای رائفی پور اشاره می کنیم و به هیچ وجه تمام صحبت های ایشان را نفی نمی کنیم اما به نظر می رسد به برخی از آنها نقد وارد است.

 

«جُنباندنِ» رگ ناسیونالیستی دانشجویان

جالب است بدانیم علی اکبر رائفی پور همان شخصی است که در این چند سال با بیان داستان نادرست از «سیزده به در» به قول خودشان قصد «جُنباندنِ» رگِ ناسیونالیستی دانشجویان را داشته اند. به یکی از صحبت های ایشان بعد از گفتن این داستان نادرست توجه بفرمایید:

«روز سیزده بدر می ری بیرون، دایره تنبک دستت می گیری در عزای اجدادت داری می زنی می رقصی ... تو رو خدا یه خورده من می خوام رگ ناسیونالیستیت یه ذره بجنبه... من دارم خودمو خفه می کنم هیچ اتفاقی نمی افته بابا»

در صورتی که این موضوع گفته ای نادرست است و به هیچ وجه به جشن سیزده به در ارتباط پیدا نمی کند. استناد آقای رائفی پور به منابع یهودیان و کتاب استر بود؛ در صورتی که چنین داستانی که ایشان نقل کردند اصلا با آن ساختار در منابع یهودیان و هیچ منبع دیگری یافت نمی شود!

جالب و عجیب آنکه خود ایشان به وجود تردید درباره درستی داستان مورد بحث از نظر تاریخی اشاره می کنند. اگر درباره درستی آن از نظر تاریخی تردید وجود دارد پس چرا جملاتی تا این حد قاطع مانند «در عزای اجدادت داری می زنی می رقصی» و یا «اینه که تو سیزده فروردین می ری بیرون عزیزم» گفته می شود؟!

 

برای داشن بیشتر درباره داستان استر نگاه کنید به:

داستان استر و اسطوره سازی ایران ستیزانه

 

بانوان در ایران باستان

شوربختانه بسیاری از منابعی که از ایران باستان یاد کرده اند، منابع غیر ایرانی و بسیاری از آنها با غرض ورزی نوشته شده اند. متأسفانه برخی هنوز تحت تأثیر منابع غیر ایرانی که به نظر می رسد نگارنده های آنها درک کافی از تمدن ایرانیان کهن را نداشتند قرار گرفته اند.

البته منابعی هم وجود دارند که بیشتر می توان آنها را منابع دینی زرتشتی نامید که حتی بیشتر آنها بعد از اسلام نگاشته شدند. در مرحله نخست باید دید کدام تفسیر از نوشته های این منابع صحبح تر است چرا که ممکن است از یک موضوع چند تفسیر کرد و باید دید چه کسی برای تفسیر این منابع شایسته تر است؟! همین طور باید بررسی شود که آیا دگرگونی در این منابع رخ داده است یا خیر! همچنین باید بررسی شود که مواردی که در این منابع نوشته شده تا چه میزان عملی شده است؟! بررسی منابع دینی شاید در حوزه دین شناسی قرار بگیرد اما بررسی اینکه مردمان اعصار گذشته چگونه عمل می کردند شاید در حوزه تاریخ، جامعه شناسی و مردم شناسی قرار گیرد. همیشه در طول تاریخ و حتی در عصر حاضر، مردمان آموزه های خوب یا بد ادیان را نادیده می گیرند و حتی دیده شده است هنگامی که رهبران دینی قدرت زیادی گرفته اند هم نتوانستند آن آموزه ها را به جامعه بیاورند.

خوشبختانه با پیدا شدن منابع دست اولی مانند کتیبه ها و لوح های هخامنشی، اطلاعات سودمندی در اختیار ما قرار می گیرد. از روی این یافته ها مشخص شد که بانوان در دوران هخامنشی از منزلت بالایی برخوردار بودند و حتی حاکم برخی از ساتراپ ها (ولایت ها) بانوان بودند. بانوان در این زمان از مزایای دوران بارداری برخوردار بودند و بسیاری از زنان کارمند حتی چند برابر مردان حقوق دریافت می کردند.

در دوره اشکانی - که منابع کمتری از این دوره موجود است - نام بانویی به نام آرتادخت به چشم می خورد که مسئول امور مالی کشور بوده است و در زمان وی شرایط اقتصادی ایران بسیار رشد کرده است.

وجود جشن سپندارمذگان در زمان ساسانیان با بررسی های تاریخی و مردم شناسی قابل اثبات است؛ جشنی که برای گرامی داشت بانوان برگزار می شد و در این روز مردان به همسران خود هدیه می دادند. جالب آنکه این جشن با نام مژدگیران در دوران بعد از اسلام هم رواج داشت و این موضوع نشان می دهد که این جشن در میان مردم جایگاه خوبی داشته است.

 

دانش در ایران باستان

ایران باستان را شاید بتوان به چند بخش تقسیم نمود:

پیش از تاریخ، مادها، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان.

از آثار به جا مانده از تمدن های ایران باستان می توان نتیجه گرفت که ایرانیان با دانش آشنایی داشتند. اما همواره وضعیت دانش در دوران ساسانی مورد بحث پژوهشگران بوده است؛ می دانیم چند طبقه ی مملکتی در این دوران وجود داشته است و به نظر می رسد مقصود از این نظام بهره گیری از ظرفیت های همه جانبه افراد بوده است. درباره آنکه دانش می توانسته محدود به طبقه خاصی باشد یا خیر، صحبت های فراوانی شده است که در این مجال نمی گنجد. اما این مسلم است که ورود از یک طبقه به طبقه دیگر کار آسانی نبوده است. اما نکته اینجاست که هیچ گاه، دانش در اختیار ثروتمندان نبوده است. جالب است بدانیم بر طبق شاهنامه فردوسی آن فردی که درخواستش اجابت نشد، بسیار ثروتمند بوده است.

اشاراتی به دانشگاه های جندی شاپور در سراسر شاهنشاهی ساسانی در منابع شده است و حتی اشاراتی به تحصیل بیگانگان در این جایگاه ها وجود دارد.

 

نگاهی به حاشیه همایش

به طور کلی فضای این همایش فضایی تقابلی بین ایران بعد از اسلام و ایران قبل از اسلام بود. به عناوین نوشته شده بر روی برگه پرسش و پاسخ توجه فرمایید:

- ایران قبل از اسلام یا ایران متمدن اسلامی؟!

- ایرانی گری در زمان اوج بیداری اسلامی... !!!

- ایرانی گری و ملی گرایی در مقابل دینمداری!


کاش فرصتی برای دفاع تمام اندیشه ها وجود داشت. چه یهودی، چه مسیحی و  چه زرتشتی که در این همایش مورد خطاب قرار گرفتند. مطمئناً درباره دین زرتشتی باید یک عالم زرتشتی توضیح دهد همانطور که درباره اسلام باید یک عالم مسلمان نظر بدهد.


شناسنامه این شماره :

نیلوفر ایرانی -  آیا این مرد درست می گوید؟! - آبان ١٣٩٠

صاحب امتیاز : کانون ایران شناسی و گردشگری دانشگاه دامغان

مدیر مسئول و سردبیر : مجید خالقیان

عکس های همایش دانشگاه دامغان: حمید رضا دستجردی املشی


دیدگاه های بازدیدکنندگان

... مسئولین دانشگاه جامع دامغان حمایت خاصی از این کار نکردند و این نماهنگ صرفا نتیجه تلاش خود اعضای دانشجوی کانون بود. این نماهنگ مورد استقبال دوستانم در انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران هم قرار گرفت و برای یکی از همایش ها در نظر گرفته شد...

مشاهده بخشی از این نماهنگ:

اطلاعات بیشتر: سرای شادی ها