سعد ابی وقاص یا ضحاک تازی؟!
در طول تاریخ ، خونخواران و بی مایگان زیادی به ملت های دیگر حمله کردند و آنها را غارت نمودند. هر کدام از آنها اهداف شومی در سر می پروراندند و سعی داشتند با رویه هایی ظاهر فریب آن اهداف شوم را پنهان کنند.
یکی از این جنایت کاران تاریخ بدون شک صدام بود . صدام که جنگی خونین را به راه انداخت و در طول آن رنج های زیادی به مردم ایران تحمیل کرد . در طی این جنگ بهترین فرزندان این خاک شهید شدند و آثار این جنگ ناجوانمردانه هنوز هم دیده می شود.

این جنایتکار خونخوار معتقد بود روح «سعد بن ابی وقاص» در او حلول کرده است تا بار دیگر قادسیه1 را تکرار کند. از همین رو نام بی مایه «سردار قادسیه» را بر روی خود گذاشته بود . افکاری پوچ که با کرداری اهریمنی قصد انجام آن را داشت . اما این رویا را به همت دریا دلان ایرانی به گور برد.
رفتار صدام طوری بود که انگار به جای آنکه روح سعد بن ابی وقاص در وی حلول کرده باشد ، کردار «ضحاک تازی» در او تأثیر گذار بوده است . صدامی که از هر روش ناجوانمردانه ای بهره برد تا بر مردمان این سرزمین چیره شود اما غیور مردان و شیر زنان میهنمان اجازه ورود این اهریمن را به کشورشان ندادند تا همچنان اهورایی زندگی کنند.
برای مردمان ایران ، صدام در حکم «عمر بن سعد» فرزند سعد بن ابی وقاص بود که در فاجعه ی کربلا نقش داشت. همانطور که بسیاری از شهیدان با الهام از بینش امام حسین (ع) و یاران وفادارش تشنه شهید شدند.
صدام نژاد پرست امروز در آتش می سوزد ؛ آیا روح سعد بن ابی وقاص آنجا به کمکش می آید ؟!
1- قادسیه نام محلی است که مهترین جنگ ساسانیان و اعراب در آن رخ داد . «رستم فرخ زاد» به عنوان سپهسالار لشگر ایران از جانب «یزدگرد سوم ساسانی» و «سعد بن ابی وقاص» از جانب «عمر بن خطاب» به عنوان سردار سپاه اعراب تعیین شده بودند.لازم به ذکر است که مذاکرات قبل از جنگ بی نتیجه ماند و بر اساس گفته ی برخی تواریخ در روز چهارم جنگ وزش باد در جهت مخالف سپاه ساسانی و فرو رفتن شن و خاک صحرا به چشم ایرانیان ایجاد مشکل برای آنها کرد و اعراب فاتح میدان شدند.
تمامی نوشته ها و تصویر این نوشتار کاری از دست اندر کاران نشریه دانشجویی «نیلوفر ایرانی» است.
خواهشمند است در صورت برداشت این نوشتار، بن مایه آن ذکر شود.
با سپاس