نیلوفر ایرانی

همشهری جوان فرمایشی

چندی پیش مجله همشهری جوان به تخریب چهره کوروش بزرگ پرداخت و به طور کلی علاقه به تاریخ ایران باستان را مورد نقد و بررسی قرار داد. جدا از بحث آزادی بیان و اینکه این طور نقد ها باید باشد؛ از این تعجب می کنیم که چگونه وجدان یک انسان اجازه می دهد که چنین موارد غیر واقعی را به یک شخصیت بزرگ تاریخی نسبت بدهد.


موضوع مجله همشهری جوان، توسط یکی از مشترکین محترم نشریه نیلوفر ایرانی، خانم باقری، به ما خبر داده شد. به درخواست دوستان در این نوشتار به بررسی مطالب این شماره ی همشهری جوان می پردازیم.

خوشحالیم که چنین تعاملات و چنین اعتمادی میان ما و مشترکین محترم وجود دارد.


آقای رضایی! شما چرا؟!

این روزهای همشهری جوان به روایت یک خوانند پر و پا قرص این مجله

نگارش چنین مطالبی در همشهری جوان ما را به یاد یکی از هواداران این مجله انداخت. آقای امیر حسین حیدری که یکی از مشترکین نشریه نیلوفر ایرانی هم هست؛ سال هاست این مجله را مطالعه می کند. البته گویا این روز ها گلایه هایی هم به این مجله دارد. از ایشان کمک خواستیم که ما را با اوضاع و احوال این روز های مجله همشهری جوان آشنا کند. نوشتار زیر را از زبان امیر بخوانید:

چند وقت پیش مطلبی راجع به کوروش کبیر در مجله همشهری جوان منتشر شد که برای منی که از سال ۸۵ تا به حال هر هفته به خاطر علاقه ای که به این مجله داشتم اونو تهیه می کردم کاملا عجیب به نظر می رسید، نه فقط از لحاظ ضعف محتوای مطلب بلکه به خاطر نامی که پاش خورده بود. این سال ها با اومدن و رفتن هایی که تو مجله رخ داد مجله دچار فراز و فرود های زیادی شده بود ولی همیشه چند نفری بودند که حضورشون باعث می شد هنوز مجله ی مورد علاقه ام همشهری جوان باشه. یکی از این افراد احسان رضائی، نگارنده ی مطلبی که بهش اشاره کردم بود که معمولا مطالبی که می نوشت حداقل از نظر من جالب و منصفانه بود. تک و توک نوشته ها و مطالبی که از لحاظ پرداخت به مطلب ضعیف بود یا از نظر من متهم به سفارشی بودن بود یا گاه مطالبی با دیدگاه های افراطی، همیشه تو مجله دیده می شد ولی به خاطر کم بودن اینجور مطالب همیشه آن ها را ندیده می گرفتم ولی حضورشون از ۲ سال پیش با یه رونده نا محسوسِ افزایشی همراه بود؛ طوری که بارها تصمیم گرفتم یادداشت هایی همراه با گله براشون بفرستم، از هفته های پایانی سال ۹۰ حضور اینگونه مطالب در مجله پر رنگ تر شد، با این حال چون نویسنده ی این گونه مطالب از نویسنده های مورد قبولم نبودند باز سعی می کردم اون ها رو نادیده بگیرم و از انتقاد صرف نظر می کردم ولی مطلبی که بالا به اون اشاره کردم با توجه به موضوع خاصش و ضعف زیادی که توش به چشم میومد که از اقای رضائی که همیشه از نظر دانش تاریخی فردی مطلع می نمود بعید به نظر می رسید، و این فکرو به ذهنم میاره که گویا مجله رویکردی بسیارافراطی تر و سفارشی تر نسبت به قدیم در پیش گرفته و این رویکرد حتی به نویسنده های قدیمی مجله هم سرایت کرده که برای منی که سال هاست یکی از دنبال کننده های این مجله هستم تاسف برانگیزه و امیدوارم دنباله دار نباشه.

 البته نکته ای که جای تاسف داره اینه که می دونیم مجلات و روزنامه های کشورمون برای اینکه بتونند به کارشون ادامه بدند مجبورند علاوه بر رعایت خیلی خط قرمزها تن به بعضی فرمایشات بدهند تا مورد بی مهری قرار نگیرند و این در مورد مجله مورد علاقه ی من هم صادق هست.

برای بررسی دقیق موارد بیان شده در مجله و پاسخ به ادعاهای غلط نگارندگان محترم، با توجه به منابع و مدارک، بنگرید به:

آیا همشهری جوان درباره کوروش درست می گوید؟!


comment نظرات ()