نگاهی به نوشیدنی در ایران

در کتاب «نفایس الفنون فی عرایس العیون» داستان جالبی پیرامون این موضوع آمده است. خلاصه این داستان به این شرح است که جمشید به زیر دستان خود دستور داد که گیاهان گوناگون را بکارند و میوه آنان را امتحان کنند. چون درخت انگور را چشیدند و آنان را خوش آمد، جمشید دستور داد تا آب آن را بگیرند و در خمره کنند.

در این داستان گرفتن نوشیدنی از میوه ها کاملا مشخص است و هنگامی که پژوهش‌گران اسطوره‌ها را با تاریخ تطبیق می‌دهند؛ زمان جمشید -که به نظر می رسد نمادی از یک دوره تاریخی باشد- به هزاران سال قبل از میلاد بر می گردد.

اما در ادامه داستان اتفاقات جالبی می افتد که منجر به شادی و جشن می‌شود. پس از مدتی در عصاره انگور تغییر پدید آمد و مزه آن از شیرینی به تلخی روی نهاد؛ جمشید دستور داد درِ خمره را ببندند و نگذارند کسی از آن بنوشد چون می‌پنداشتند زهر شده است. گویند در این میان دختری زیبا روی که سر دردی مزمن داشت و هیچ پزشکی را یارای درمان او نبود؛ قصد خود کشی کرد که خویش را از بند این سر درد برهاند. چون می‌پنداشت محتوای خمره سم است؛ چند قدحی از آن نوشید؛ ابتدا سست گشت و به خوابی سنگین فرو رفت. اطرفیان جمشید یقین کردند که دخترک مرده است اما روز بعد او از خواب بلند شد، آن هم به گونه‌ای که از شادی و شعف بر پای خود بند نبود، سر درد قدیمی او هم بهبود یافته بود. شاه که از خاصیت این نوشیدنی تازه شگفت زده شده بود، دانست که به ماده‌ای گوارا و نشاط آور دست یافته است و از همین رو جشن بزرگی به پا کردند.

 

این نوشتار بخشی از نوشتار چاپ شده است

/ 2 نظر / 58 بازدید
اهورا

جستار تازت درباره نوشيدني در ايران خيلي خوب بود...

ارتا

عالی بود ممنونم.درکل همه ی مطالبتون عالیه و تو هیچ سایتی پیدا نمیشه